برای تو یی می نویسم...
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...
برای تو یی می نویسم...
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...
برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تویی که احسا سم از آن وجود نازنین توست ...
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...
برای تویی که مـــــــــــــــــــــــــــــرا مجذوب قلب ناز
و احـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــساس پاک خود کردی...
برای تو یی که هــــــــــــــــــــــــــــــرگز در کنارم نبودی
و مــــــــــــــــــــــــــــن در پیلیه تـــــــــــــــــنهاییم تنیدم ...
برای دوست داشتنت
محتاج
دیدنت نیستم...
اگر
چه نگاهت آرامم می کند
محتاج
سخن گفتن با تو نیستم...
اگر
چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج
شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر
چه برای تکیه کردن ،
شانه
ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست
دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم
دوست
دارم بدانی ،
حتی
اگر کنارم نباشی ...
باز
هم ،
نگاهت
می کنم ...
صدایت
را می شنوم ...
به
تو تکیه می کنم
همیشه
با منی ،
و
همیشه با تو هستم،
هر
جا که باشی!......